انديشه هاي گاه و بيگاه
حباب را راهی جز رسیدن به مرز نابودی نیست!
وقتی تلخی یک کلمه
روی یک روز شاد تو می نشیند
وقتی تفسیر ساده لوحانه تو از همه چیز
روی یک رابطه دوستانه خط می اندازد
وقتی سکه دو روی زندگی
با روی دیگرش یک روز را به تو می فروشد
خسته می شوی!
و می خواهی پای به یک آستانه بگذاری....
و به بلندای آن کشیده شوی!
و در بی تعلقی اش رها!
لایحه حمایت از خانواده که عریض و طویل هم هست و تنها اهل فن میتوانند راجع به ظرایف حقوقی آن بحث کنند یک سوال بزرگ در ذهن من ایجاد کرده که چه اصراری بر جا انداختن این شیوه چند همسری وجود دارد؟..می خواهیم زنان بی سرپرست و بیوه و سربار جامعه را سامان بدهیم اما از آن طرف امنیت فکری و آرامش روانی شریک زندگیمان را نابود خواهیم کرد؟..همان خانواده های سالم هم در معرض تنشهای جدید قرار میدهیم تا بخش معیوب جامعه را اصلاح کنیم ؟
چرا واقعیت زندگی مشترک نادیده گرفته میشود؟..
پیش از اسلام مردان عرب زنان بسیاری میگرفتند و به بهانه های واهی طلاقشان میدادند اسلام برای شکل بخشیدن به نهاد خانواده شکل محدودتری (چهار همسری)به این نوع از ازدواج ها داد و قوانین مشخصی راجع به طلاق و کیفییت آن ارائه کرد.
فکر میکنم روح حاکم بر اسلام نظم بخشیدن به زندگی اجتماعی و همین طورارزش نهادن بر مسائل روحی و روانی افراد است. چنانچه ظلم کردن گناهی بزرگ است و نیکی کردن و حسن معاشرت ممدوح و پسندیده.
در هر صورت اگر چشم واقع بین داشته باشیم به گمانم یا در مفاد این لایحه تغییراتی میدهیم و یا حداقل نامی مناسب با محتوای آن انتخاب میکنیم که حمایت از خانواده درعرف زندگی امروزی ما معنایی متفاوت از آنچه این لایحه ارائه میدهد در اذهان ایجاد میکند.گفتم :من گمان نیک می برم بر تو
و تو صادق باش به آنچه در هیاهوی دلم زمزمه کردی......
به هشتمین ستاره آسمانم می نگرم.....
و نگاهم را بر نمی دارم از مقابلت......
به لحظه خواستنت دل بسته ام
و به اراده ات گشایش ها دخیل بسته ام...
من همین جا هستم....
دیگر اینجا خانه من است!
که فروغ بی پا یانش
با مشتی خاک به پایان رسیده است...
من عزادار پایان های این چنینم...
وقتی به سرعت شتاب می گیری و میروی..
نمی دانی که چشمان منتظر من
پشت سرت جا می ماند؟!...